در رویدر لامپ رایگان را با روشی نوین توزیع کردند تا جاییکه گمان بر این است که در اینده ای نه چندان دور سایت رویدر آن عمل را ابتکاری نوین بنامد و بر مبتکر آن آفرین گوید
بگذریم همه شاهد بر توزیع نا عادلانه لامپ بودیم همه با چشم خود می دیدیم که قانون جنگل بر انجا حکم فرما همه چیز بنفع قوی بود و ضعیف با دستی خالی با اتلاف و اهدار وقت به خانه بر می گشت تا اینکه هنگام نماز خدا را از خواسته خود با خبر کند
مسواین شهر مهر خموشی بر لب زده بودند گویا دیگر با ر نیازمند رای فقرا نخواهد بود و خود را برای همیشه بر کرسی صدارت میخکوب خواهند کردو یا بر این باورند که این عمل ناپسند انها هم چون هزاران عمل دیگر بباد فراموشی سپرده خواهد شدکه گمان نکنم
اما من که موفق باخذ لامپ نشدم امید خود را از دست نداده ام چون همسایه خوبمان مازاد بر مصرف خود آورده است ومرا محروم نخواهد کرد
اما شما عزیانی که دولت خدمتگذار این لامپ ها را برای شما فرستاده بود غم بدل راه ندهید چنین نبوده و چنین نخواهد ماند
سه ملیون و اندی بیهوده صرف ندانم کاریهای خود کردند پولی که می شد در زمان ساخت سکو یک مدرسه را مرمت کرد و یا برای یتیمی سر پناهی ساخت
آری سوالی بود که هر گز بان پاسخ داده نشد چرا چون سوال به جایی نبود و یا بهترخود سوال اشکال داشت چرا که آن نویسنده رویدری بود و از طرفی بنا بر فرموده مدیر محترم سایت رویدر او وبلاگ هایی را که نویسنده یا نویسندگان آن ناشناخته و از اسم مستعار استفاده می کردند و یا می کنند در پیوند آن سایت قرار نخواهند داد و بهتر است کسانی که در این باره در دل شکی دارند به ستون نظرات در سایت قدیمی رویدر مراجعه کنند و ببینند حقیقت را .
بگذریم آنهایی که در وبلاگ سرباز جنوب پیام خصوصی گذاشته بودند و نیت سو داشتند باید بدانند که ایران دوستان فریب وهابی ها و فراریان رنگارنگ + جنبش ما هستیم نخواهند خورد و ایران عزیز می رود تا اینکه در جهان حرف اول را بزندو به فریب خوردگان بفهماند که ما هستیم برای خدمت به ایران و ایران دوستان
در خاتمه من نه تجمع شیعه ها در بناب را می پسندم و نه گرد هم آیی سنی ها در پایه کوههای گوین چون هر دو گروه را خاین می دانم و بر کسانی که هدف آنها خدمت به رویدر و رویدری است درود می فرستمو همانند همیشه تکرار می کنم سالم بماند دستی که برای آبادی رویدر بیل + قلم بر می دارد
آنروز نوشتم که در کشور حسین به حسینی توهین کردند اما نبود چشمی که بخواند و یا صدایی که بشنود
و امروز در وبلاگ سرباز جنوب که به گمانم مامور وهابی هاست وآنها که از اکسیژن موجود در هوای کشور حسین استفاده می کند به شیعه و شیعه دوستان توهین می کند و جالب اینکه سایت رویدر نام آن را در ردیف دوستان قرار داده که از مسولین امر در این باره باید توضیح خواسته شود
و آنهایی که با نام دوست قصد تخریب علاقه متین میان سنی و شیعه را دارند یاد بدانند که کور خوانده اند و ما سنی های رویدر همراه با با برادران شیعه راه را بر وهابیون زمان سد خواهیم کرد تا کور شود چشم آنانکه نمی تواند ببیند دوستی و همزیستی ما را
اما چاره چیست ؟ و چرا نباید همه داشته باشند البته از بعد دینی نمی خواهم وارد شوم که می گویند خلایق هرچه لایق زیرا آن را با اینکه باور دارم مشکل گشا نیست در اینجا از جنبه انسانی ان می نویسم تا اینکه شاید دلی برحم آید و قلبی را شاد کند
همه می دانیم که در شهر و روستاهای اطراف کسانی که از بر اورد نیاز خود و خانواده در روزهای عادی معذور ند کم نیستند تا چه برسد ایامی که بیشتر طلب می کند و و خدای خانه از ادای عمل باز می ماند و خود را در پیش فرزندانش خار می بیند و چاره ای جز تحمل فشار ندارد که این خود بخود او را بسوی امراض یا اعتیاد سوق می دهد
و اخر هم بی سرپرستان هستند که ندارند جز اینکه با هزاران ارزو سر ببالین گذارند
و از اینرو برماست که همه بسیج شویم برای رساندن کمک به انها و کاستن از غم تهی دستان از سرپرست دار تا بی سرپرست تا اینکه دین خود را ادا کرده و انها را شریک شادی خود نماییم
اگر اشتباه نکرده باشم توزیع کمک های مردمی در شهر ما روش درستی نیست
ثروتمندان ما بیشتر و بیشتر بفکر دارند تا جار
انجمنهای خیریه همش با توصیه ادای واجب می کنند که این عمل خوشایند نیست
چون هستند کسانی که نان شب ندارند اما از التماس معذورند
و ......
اما بهترین راه برای رساندن کمک به نیازمندان کمک همانا سر شماری دقیق و بموقع از انهاست
و در خاتمه امید وارم بر عکس سالهای گذشته دولارهای نفتی که از سر زمین غیر عجم باین سو سرازیر می شود به راه خود را گم نکنند و مستقیما به حلقم فقرا و نیازمندان فرو روند (البته پس از تبدیل شدن به گوشت و خامه )
خدا را شکر که من از تو شدم دور
آری دیگر تا چند صباحی غم بقلبم راه نخواهد یافت و چیزی خاطرم را مشوش نخواهد کرد و بجای اینکه از خدا بخواهم کارهای رویدری را بدست توانای فرزندان رویدر بسپارد و غریبه هارا بآن سوی گرو پرتاب کند
از خداوند می خواهم که رویدرم را با دست توانای رویدری آباد کند تا اینکه فردا فرزندانم بوجود قومی افتخار کند که با اندیشه نیک و درک درست و با افکاری سازنده رویدر را بسوی تمدن نوین پیش برده اند و در جایی نشنود که بانی تمدن و پیشرفت رویدر غیر خودی بوده و یا کامنت گذاری ننویسد که در رویدر در تمام تاریخ بیگانگان بر آن حکم رانده اند
وقتی بسایت رویدر . نت مراجعه می کنم و می بینم که نویسنده با افتخار می نویسد دکتر فلان از رویدر از پنهان کردن اشکهایم معذور می مانم و از طرفی بخود و رویدر خود می بالم
و از اینکه بیشتر مسئولین فرزندان رویدر هستند خدا را شکر می گویم و آرزو دارم دست اندر کاران امور شهری بجای رایزنی برای انتخاب شهر دار جدید آن عزیز را در مقام خود ابقاء دهند و با او همکاریهای لازم را بنمایند
و در اینجا برادر وار از تمامی مردم رویدر می خواهم که در راه کمک به شهردار برای انجام وظایف محوله از هیچ کوششی دریغ نفرمایند و بادیگر مسئولین شهر عزیزمان نیزهمکاریهای لازم را داشته باشند
تا اینکه رویدری اباد داشته باشیم
و در پایان سالم بماند دستی که برای اباد سازی رویدر بیل + قلم بر می دارد
از اینکه جناب سید از دادن پاسخ صریح و قانع کننده باز ماندند من بجای او متاسف و شرمسارم که شخصی با صفت سید بنحوی که تاکنون مشخص نیست پاسخگوی اعمال خود نیست و با این عمل نظر مردم را نسبت به ......بدبین کرده است
کرویی ها با پرداخت مبالغی خیالی بر آن شدند تا از قافله تمدن عقب نمانند اما هر گز نمی دانستند که بانی کار باسانی یک چشم بر هم زدن خود را کنار می کشد
رویدریهای عزیز
وبلاگها را بستند ووبلاگ نویسان را خفه کردند و با این عمل خود به کسانی که دیروز بمن می گفتند چرا خود را معرفی نمی کنی فهماندند که این جا نه جای مانمدن است یعنی اینکه زمینه آماده نیست تا طرف بتواند خواسته های خود را بیان کند
خواهران برادران
بکسانی که مال یتیم را به یغما می برند نباید رحم کرد البته من قصد بدی ندارم و فقط از شما می خواهم که از فعل بد آنها به همه بگویید تا شاید فرجی حاصل شود
ملیونها دولار به قصد کمک به تهی دستان از کشورهای حاشیه خلیج فارس به سوی رویدر سرازیر می شود اما در گرداب مثلث برمودا ناپدید می گردد می دانید چرا ؟
چون ما از حق خود گذشته ایم و خواهان حق خود نیستیم پس ایجانب خواهان باز نگری در امور خیریه رویدر هستم و تا قطع ید واسته به پیش خواهم رفت اگر چه می دانم این عمل برایم گران تمام خواهد شد
عزیزانی از روستای کرویه با گذاشتن کامنت خواهان ان شده اند که از آقایی که مجری رساندن انترنت به آن روستا بوده بپرسم که تکلیف انترنت آن روستا چه می شود و حال که مدت زمانی است از قطع آن می گذرد چرا فرد مذکور اقدام به ارجاع پول مشترکین نمی کند و یا اینکه در این باره اطلاع رسانی بموقع انحام نمی دهد تا اینکه مردم بدانند بالاخره باز چشمشان بروی انترنت باز خواهد شد یا انکه بگفته رویـــــــــــــــــــــــــــــــدری باید سالهای سال منتظر بمانند
آنها خواستار پاسخ جدی شده اند و در این باره از من خواسته اند در این جا ثابت کنم که بی ظرفم
لذا بنا به در خواست کرویی ها از آقای .... تقاضا دارم در این باره شفاف سازی کنند و اگر لزومی در کار است آنها را در جریان واقعیات امر قرار دهند
در پایان سالم بماند دستی که برای آبادی رویدر بیل + قلم بر می دارد
اما چیزی که مرا و رویدر دوستان را رنج می دهد وارد شدن مسولین شهر ما در همین راستا یعنی تغییر پیشه و زدن تیشه بریشه
برادران خواهران
سه سال است که آقایان حسینی +فرهادی با تهیه طوماری از نیازمندیهای شهرو زینت بخش کردن آن با مهر شورای اسلامی رویدر باین مضمون که تنها درمانگاه رویدر نیاز به مرمت دارد و آن کار هزینه بر می دارد و مردم ناتوان و درمانده رویدر در براورد هزینه آن معذورند و به عنوان مسول دست نیاز را بسوی شما مردم خیر و انسان دوست و همنوع پسند دراز می کنیم و یاد اور می شویم که بودجه مورد نظر ما فقط سه ملیون تومان است تا اینجا شاید حق با انها باشد و ما مردم رویدر نیازمند کمک هستیم اما مگر نه این است که نیاز ما در سه سال پیش فقط سه ملیون بوده که نماینده آنها با کپی کردن آن درخواست و فرستادن و یا تحویل دادن به بیش از 100 تاجر و خیر خواه در همان سال اول مبلغی چند برابر نیاز کارهای درمانگاه جمع آوری شد و به آن دو تحویل داده شد اما متاسفانه پس از بر خورد مناسب از طرف خیرین نامبرگان هر ساله خواسته های خود را به همان منوال دنبال می کنند که جا دارد از آنها سوال شود تاازمسیر پولهای جمع آوری شده اطلاعاتی به مردم داده شود
در پایان کسانی که خواهان رویت آن نامه هستند با ثبت ای میل خود در ستون نظرات ما را از خواسته خود مطلع سازند
با نظر به اینکه عده ی کثیری از همشهریان عزیز نطر مرا در انتخاب شهر دار جویا شده اند باطلاع عموم میرسانم که در رویدر ما با قحط الرجال مواجه نبودبم که دست به دامن غیر خودی بشویم تا سرنوشت شهر را باو بسپاریم و من این را نقطه ی سیاهی در تاریخ رویدر می دانم
لذا بدین وسیله از همشهریان عزیز می خواهم که در آینده در انتخاب اشخاص بیش از پیش جدیت بخرج دهند تا اینکه آن منتخب ما را مردمی گریز پای و مسولیت ناپذیر ندانند
اما این نوشته او که آقایان خاضر به همکاری با وی نیستند می رساند که مردم ما در انتخاب خود اشتباه کرده اند زیرا وقتی مسولی از رسانه ها بگریزد بطور حتم از انجام وظایف دیگر نیز شانه خالی خواهد کرد
در باره سیمان بهتر است به جای نظر سنجی قدم رنجه کنند و از عزیزانی که در آن شرکت شاهد بر ماجرا هستند بپرسند تا اینکه بدانند ثلثی از سیمان سهمیه به طرف رویدر هدایت نمی شود
اما ما مشاکلی داریم که باید بیشتر و بیشتر به آن پرداخت اما مثل اینکه عده ای که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست بر آنند تا اینکه از این آب گل آلود بهره ای ببرند و الا بیش از این می نوشتند تا اینکه رویدری بهتر و آباد تر داشته باشیم
==== دکتر ی که از خدا نمی ترسید=======
برحسب تصادف دراواخر فروردین از جلو درب درمانگاه رویدر رد می شدم که تجمع فوق العاده عزیزان توجه مرا به خود جلب کرد
جریان را پرسیدم پیر زنی که بیمارش در پتویی پیچیده بود و در کف پیکان باری از شدت درد می نالید گفت بیمارم را برای مداوا به درمانگاه آورده ام اما دکتر دستور تعطیلی درمانگاه را داده و از پذیرفتن بیمار من و کسانی که از دهات اطراف آمده اند خود داری می کند به این بهانه که تعداد مراجعه کنندها زیاد بوده و دکتر نیاز به استراحت دارد
با توجه به گفته نامبرده و تجمع بیش از حد همشهریان بر آن شدم تا صدقیت موضوع را جویا شوم چون ساعت 11 صبح بود و این امکان صحت این اقوال غیر منتظره بود
به باجه فروش کارت ویزیت مراجه کردم خانمی که یشتر به عروسک باربی شباهت داشت تا یک کارمند اداره ی دولتی و هلال موهایش یاد هلال عرب را در ذهن من زنده می کردضمن تایید گفته های پیر زن موید این بود که عمل کرد دکتر با نظر به اینکه نزدیکترین درمانگاه به رویدر در حود 80 کیلومتر یا بیشتر است نا بخردانه دانست
آری عزیزان با پا در میانی تنی چند از همشهریان که از خیر درمان خود گذشتند و عاجزانه و التماس کنان از دکتر خواستند تا اینکه آن بیمار پتو پیچ را درمان کند که نامبرده قبول کرد و اجازه دادآن بیمار به درمانگاه منتقل شود و دیگر بیماران به خانه های خود مراجعه کنند
سلام به شما و دیگر کسانی که در این1 سال و اندی مرا یار ی نمودید و با فرستادن پیام های خصوصی و یاتشویق در ستون نظرات باعث شدید تا هر وارد به انترنت از بخش رویدر در روز چندین بار وبلاگ را سیرچ کند تا اینکه گم شده ای از گم شده های خود را بیابد و اینکه دردی از درد های رویدر را بداند
ا
رویدریهای عزیز : شاید آنهاییکه در صدد اغلاق این وبلاگ هستند نمی دانند که رویدری بیدی نیست که بقول شاعر به بی بادی بلرزد رویدری استوار است تا روزی که رویدر پا برجاست
چه بسیارند کسانی که با من هم قدمند اما متاسفانه قادر به ابراز با غمخواری خود نسبت به رویدر نیستند خوب من اینها را خوب درک می کنم من نمی خواهم کسی خود را بدرد سر اندازد
آنها موفق شدند با زور و تهدید و ریا عده ای را از میدان بدر کنند اما موفق نشدند در اراده رویدری رخنه کنند .
رویدری : سازش پذیر نیست رویدر کم کاری را نمی پذیرد رویدری ریاکاری را دوست ندارد :
من آنچه نوشته ام حقیقتی بوده که بیشتر شما عزیزان کم و بیش از جریان آن مطلع بوده و هستید
رویدریهای عزیز من با تنی چند از عزیزانی که بنحوی خود را رویدر دوست و خدمت گذار آن می نامند از راه یاهو مسنجر گفتگو هایی داشته ام .
آنها نتوانستند نوشته های مرا تکذیب کنند
عزیزی میگفت:بستویه که باشگاه ندارد و پاسخ من این بود که به وبلاگ مراجعه کند
با چشم خود ببیند که من نوشته ام در دست احداث است حال اگر بدلیلی متوقف شده کار ساخت آن نمی تواند نوشته مرا منتفی کند
عزیزی می گفت من که کرویی تبار نیستم تنها از طرف والده و آن هم دیر زمانی است که ما در رویدریم که در جواب ایشان گفتم یعنی اینکه شما هم -گنگ +سلنگ هستید که بالاخره پدیرفتند
اما متاسفانه حرفی از رویدر بمیان نیاوردند و هرچه گفتم بی پاسخ ماند یا اینکه بما مربوط نیست جوابم بود
عزیزان من باز خواهم نوشت و شما باز خواهید خواند که آ....در فلان جا اشتباه کرده اند
و فلان خ......در امری از امور مقصرند
اما عزیانی که نوشته های من برای آنها سود آور نیست بهتر برای خاموش کردن صدای معترض من راه دیگری را انتخاب کنند چرا متوسل شدن به رعب و وحشت نمی تواند مشکل گشا باشد
در پایان بارها گفته و باز می گویم سالم بماند دستی که برای آباد سازی رویدر بیل + قلم بر می دارد :
جمله که عده ای دوست ندارند آن را بخوانند
آيينه چون نقش تو بنمود راست
خود شكن آيينه شكستن خطاست
اگر تلخ مي نويسنم به خاطر تلخي هايي است كه با تمام وجود احساس مي كنم
،
شنیدم مدرسه راهنمایی دخترانه در روستای کرویه در شرف تعطیل شدن است یا اینکه در سال تحصیلی۸۶-۸۷ تعطیل خواهد شد و حال این سوال مطرح است که تورا دین و دانش رهاند درست یعنی چه ؟
منتظرم ............... منتظرند
پاسخ سکو سازان
تنها راه حل برای تداوم تدریس در آن مدرسه تقبل هزینه نقل و انتقال دانش آموزا ن روستای بستویه به کرویه از جانب اولیا امور دانش آموزان است .مسولین بر این باورند که تعداد دانش آموز دختر کم است وبر کرویی هاست که به هر نحوی شده این کم بود را جبران کنند (از گفته های.. مدیر مدرسه فوق الذکر خانم دربه و تنی چند از معلمان ) و من براین باورم که فقط : تورا پول رهاند درست